هلیاهلیا16 سالگیت مبارک

هلیا آوای زندگی

روز تولد

تولد تولد تولدت مبارك صبح بلند شدم خواب بودي مثل يه فرشته با لذت نگات ميكردم به ياد پارسال اين  موقعه كه كجا بوديم لحظه شماري ميكردم تا ساعت 5/9 لحظه به دنيا اومدنت ساعت 9 بيدار شدي  من و نني تولدت رو بهت تبريك گفتيمكلي بوسيديمت بهت نگاه ميكردم تو فكر فرو رفته بودم كه چه زود بزرگ شدي بااينكه تجربه نداشتم خيلي سختي كشيدم  تا بچه داري رو ياد گرفتم ولي الان ميگم چه زود بزرگ شدي  هيچي از سختي ها يادم نيست واست آرزو ميكنم هميشه شاد سلامت  و سر حال  باشي دختر مخمل من امروز بعدظهر خونه نني تولدت رو جشن گرفتيم عروسك من مثل عروسك شده بودي خيل...
3 آبان 1390

بدون عنوان

ماماني مبارك الهي من قربون اون پاهاي كوچلوت بشم امروز ماماني هشت قدم زدي همه رو غافلگير كردي   يه چيز ديگه امروز خوابيده بودي يكدفعه ديدم داري ميشيني كلي تعجب    كردم چه روز خوبي بو دديگه چه كاري بلدي اي بلا رو كن ...
10 مهر 1390

بدون عنوان

سلام به دخمل كوچولوم اين روزها هر وقت غذا بهت ميدم اودو اودو مي كني و زيرقاشق ميزني  شوتش  ميكني اون طرف دخمل نازم غذا بخور تا تپل بشي اين كارا چيه ميكني ها ...
7 مهر 1390

بدون عنوان

سلام ماماني   امروز من با موبايل حرف ميزدم بعد كه تموم شدگوشي رو ازم گرفتي  گذاشتي در گوشت و مگفتي الو الو كلي تعجب كردم الهي قربونت برم ...
6 مهر 1390

اولین سینما

سلام مامانی  امروز برای اولین بار با هم رفتیم سینما خیلی تعجب کرده بودی از چشات معلوم بود پرده بزرگ سینما با   چه کیفی داشت اسم فیلم ورود اقایون ممنوع  سینما سپاهان ده دقیقه نگذشته بود که حوصلت سر رفت و میخواستی  تاتی کنی آخه دختر سینما جای تاتی رفتنه   گریه کردی مجبور شدم بلندت کنم تا اخر فیلم تو رو تاتی بردم ...
27 شهريور 1390

بدون عنوان

این روزا ماشاالله میکنی از ترس یه نقطه خیره میشی تمرکز میگیری که نیفتی   الهی قربون دخمل گلم برم ...
15 شهريور 1390

بدون عنوان

  سلام مامانی خوبی؟ مبارک مبارک مبارک یه خبر خوب و دست اول بلاخره یه دندونات سرک کشید بیرون  دندون کوچولو هلیا  ما رو کشتی   دخملمو خسته کردی ...
8 شهريور 1390